اجتهاد در اجتهاد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه تهران

چکیده

بررسی تاریخ و جریان اجتهاد در اسلام، دلالت دارد بر اینکه اجتهادات با دو رویکرد انجام گرفته است؛ رویکرد اول اجتهاد برای فهم و تفسیر اسلام بوده است. به‌­دنبال پیدایش اجتهاد، جهت فهم کلام اسلام اجتهاداتی برای اثبات مشروعیت اجتهاد و اقامه دلیل بر شرعی بودن اجتهاد و تعیین ارزش آراء اجتهادی نسبت به این مطلب صورت گرفت که آیا با اجتهاد امکان دست­‌یابی به حق وجود دارد یا خیر؟ هم­چنین اینکه اجتهاد کردن نسبت به چه مسائلی جایز است؟ و امکان یا عدم امکان علم پیدا کردن به حق بودن رأی اجتهادی پدید آمد که در واقع اجتهاد در اجتهاد بوده است. با اجتهاد در اجتهاد است که دیگر مجتهدین، نسبت به حق یا باطل بودن اجتهادات مجتهدین داوری انجام می­‌گیرد. بعضی از اجتهادات مجتهدین به ضلالت توصیف شده‌ و اهل آن اجتهاد به کفر، فسق، اثم و معصیت، ضلالت و گمراهی منتسب گردیده‌اند، در حالی که طبیعت اجتهاد مقتضی وجود آراء اختلافی و متفاوت می‌باشد و احتمال درست و حق بودن رأی اجتهادی مجتهدی که به اوصاف منفی منتسب شده است، منتفی نیست و همین عدم التزام به حق ارائه نظر مخالف و پدید آمدن اجتهاد متفاوت موجب پیدایش افراط‌گرایی در فهم درست اجتهادات مجتهدین اولیه و اسلام تلقی کردن آن گردید. راه دفع افراط‌­گرایی نیز التزام به اجتهاد یعنی حق داشتن نظریه مخالف در جامعه اسلامی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ijtihad in Ijtihad

نویسنده [English]

  • Abedin Momeni
Associate Professor at Tehran University
چکیده [English]

The study of the history and the course of Ijtihad in Islam indicates that Ijtihad was carried out with two approaches; the first approach of Ijtihad was to understand and interpret Islam. Following the advent of Ijtihad, in order to understand the word of Islam, Ijtihad was used to prove the legitimacy of Ijtihad itself and to give reasons for the legality of Ijtihad and determine the value of opinions based on Ijtihad. The issue was whether Ijtihad is possible to achieve the truth or not. Also, the other question was that in which fields Ijtihad is allowed. In this way, the possibility or impossibility of knowing about the truth of the opinions based on Ijtihad was raised; this concept can be called Ijtihad in Ijtihad. It is through Ijtihad in Ijtihad that mujtahids can judge about the truth or falsehood of Ijtihads of other mujtahids. Some of the Ijtihads of the Mujtahids have been described as deviation and the Mujtahids have been described as blasphemers, corrupted, wicked, aberrant and misled while the nature of Ijtihad necessitates the existence of different and dissimilar opinions and it is possible that the Ijtihads of the Mujtahids who have been attributed by those descriptions, be true, and this lack of commitment to the right to express different ideas and creation of different Ijtihads has led to the emergence of extremism. Therefore, the way to fight against extremism is commitment to Ijtihad, i.e. the right to have a different theory in the Islamic society.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ijtihad
  • Right
  • legitimacy
  • Extremism
  • Takfir (excommunication)
  • Tafsiq (Corruptization)

قرآن کریم.

آل مهدی، سید محمد، خوانشی نوین از زندگی و فلسفه ابن‌رشد، تهران، نسل آفتاب، 1392ش.

آلانی، حاج حسن، رفع الخفاء شرح ذات الشفاء، تهران، نشر احسان، بی­‌تا.

ابن­‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعه الفتاوی، ریاض، دارالوفاء، 1426ق.

ابن‌حنبل، احمد بن محمد، المسند، بیروت، مؤسسه الرساله، 1421ق.

ابن­‌رشد، محمد بن احمد، بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1431ق.

ابن­‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه الرشد، 1432ق.

ابن­‌ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن­‌ماجه، بیروت، دارالفکر، 1428ق.

ابن­‌مرتضی، احمد بن یحیی، منهاج الوصول الی معانی معیار العقول فی علم الاصول، قاهره مکتبه وهبه، 1430ق.

ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، السنن، بیروت، المکتبه العصریه، بی­‌تا.

افندی، رمضان، مصلح‌الدین قسطلانی، و احمد خیالی، المجموعه السنیه علی شرح العقائد النسفیه، استانبول، دار نور الصباح، 2012م.

امامی، محمدجعفر، رهبری امام علی در قرآن و سنت (ترجمه المراجعات)، تهران، چاپ و نشر بین‌­الملل، 1380ش.

انصاری، عبدالعلی محمد بن نظام‌­الدین محمد، فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1423ق.

بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، حاشیه سندی، بیروت، دارالمعرفه، بی‌­تا.

بزدوی، علی بن محمد، کنز الوصول الی معرفه الاصول (اصول البزدوی)، مدینه، دارالسراج، 1436ق.

بستی، اسماعیل بن احمد، کتاب البحث عن ادله التکفیر و التفسیق، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1382ش.

بصری معتزلی، محمد بن علی، کتاب المعتمد فی اصول الفقه، مصر، مکتبه الازهر، 1436ق.

بلعمی، محمد بن محمد، تاریخنامه طبری (ترجمه و تلخیص تاریخ طبری)، تهران، سروش، 1380ش.

تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح العقائد النسفیه المحشی بعقد الفرائد علی شرح العقائد، کراچی، مکتبه البشری، 1434ق.

جصاص، احمد بن علی، الفصول فی الاصول، کویت، وزاره الاوقاف و الشؤون الاسلامیه، 1414ق.

حلی، حسن بن یوسف، نهایه الوصول الی علم الاصول، قم، مؤسسه الامام صادق، 1429ق.

حنفی، حسن، من النص الی الواقع محاوله لاعاده بناء علم اصول الفقه، طرابلس، دارالمدار الاسلامی، 2005م.

حیدر، اسد، الإمام الصادق و المذاهب الاربعه، تهران، مجمع جهانی اهل بیت، 1425ق.

دردور، الیاس، تاریخ الفقه الاسلامی، بی­‌نا، 1431ق.

دمیاطی، عثمان بن محمد، حاشیه اعانه الطالبین علی حل الفاظ فتح المعین، دمشق، دارالفیء؛ دارالمنهل، 1429ق.

دهلوی، احمد بن ابراهیم، إزاله الخفاء عن خلافه الخلفاء (ترجمه عربی)، ترجمه جاوید احمد ندوی، تحقیق تقی­‌الدین ندوی، دمشق، دارالقلم، 1434ق.

همو، إزاله الخفاء عن خلافه الخلفاء، تحقیق و حواشی سید جمال­‌الدین هروی، سایت کتابخانه عقیده (www.aqeedeh.com)، 1437ق.

همو، حجه الله البالغه، دمشق، دار ابن‌کثیر، 1433ق.

سبکی، عبدالوهاب بن علی، جمع الجوامع فی اصول الفقه، بیروت، دارالفکر، 1424ق.

سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، بیروت، دارالمعرفه، 1409ق.

شاطبی، ابراهیم بن موسی، الموافقات فی اصول الشریعه، تعلیقات عبدالله دراز، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1425ق.

شافعی، محمد بن ادریس، الرساله، بیروت، المکتبه العلمیه، بی‌­تا.

شوکانی، محمد بن علی، ارشاد الفحول إلی تحقیق الحق من علم الاصول، بیروت، دارالکتاب العربی، 1424ق.

صالح باجو، مصطفی، منهج الاجتهاد عند الاباضیه، عمان، مکتبه الجیل الواعد، 1426ق.

صلابی، علی محمد، موسوعه السّیر، دمشق، دار ابن­‌کثیر، 1428ق.

عثیمین، محمد بن صالح، القول المفید علی کتاب التوحید، ریاض، دار ابن‌­الجوزی، 1424ق.

عشاق، عبدالحمید، «الإجتهاد»، در: التجدید الأصولی: نحو صیاغه تجدیدیه لعلم اصول الفقه، زیر نظر احمد بن عبدالسلام ریسونی، اردن، دارالکلمه، 1436ق.

غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1406ق.

همو، المستصفی من علم الاصول، مصر، مطبعه الامیریه، 1332ق.

قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، دارالفکر، بی‌­تا.

مسلم بن حجاج نیشابوری، الصحیح، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، بی‌­تا.

ملاجیون، احمد بن ابی­‌سعید، نور الانوار فی شرح المنار، کرکوک، مکتبه امیر؛ دار نور الصباح، 1436ق.