پیوند عضو پس از اجرای حد و قصاص از دیدگاه مذاهب فقهی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

استادیار دانشگاه تهران

چکیده

یکی از مسائل مهم عصر حاضر در حوزه فقه و حقوق پزشکی، پیوند عضو قطع‌شده پس از اجرای حد و قصاص است که فقها دیدگاههای مختلفی درباره آن ارائه کرده‌اند. از جمله اسباب این اختلاف، استدلال به نصوص ظنی‌الدلاله و نیز تعارض بین مقاصد شریعت در بیان احکام است. از جمله مقاصد اجرای مجازات، تنبیه و تربیت جانی، تشفی خاطر مجنی‌ٌعلیه (رضایت او) و تأمین امنیت جامعه است که مورد اخیر، مقصد غایی در باب حدود و رضایت مجنی‌ٌعلیه مقصد اساسی در اجرای قصاص می‌باشد. نوع استدلال و اختلاف نگرش در ترجیح بین مقاصد، موجب پیدایش سه دیدگاه در این زمینه شده است: گروهی قائل به منع آن به‌طور مطلق هستند؛ این گروه شامل امامیه، حنابله، ظاهر قول مالکیه و برخی از معاصران است. گروهی قائل به جواز مطلق‌ هستند؛ حنفیه، شافعیه و برخی از معاصران از این دسته‌اند. گروه سوم نیز با تقسیم حق به حق‌الله و حق‌الناس قائل به جواز پیوند عضو در حق‌الله و جواز آن در حق‌الناس با شروط خاص می‌باشند؛ فتوای مجمع فقهی جده و برخی از معاصران در این دسته می‌گنجد. با مطالعه و بررسی ادله دیدگاههای مختلف در پرتو اصول کلی و قواعد شریعت و مقاصد آن، این نتیجه حاصل می‌شود که در این مسئله باید قائل به تفکیک بین حقوق‌الله و حقوق‌الناس شد؛ به‌طوری که پیوند عضو قطع‌شده در حقوق‌الله (حد سرقت و محاربه) جایز نیست؛ ولی پیوند آن در حقوق‌الناس (قصاص عضو) به شرط رضایت مجنی‌ٌعلیه یا بازگرداندن عضو توسط او جایز است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Organ Transplantation after the Implementation of Hadd (prescribed Punishment) and Qisas (Retaliation) from the Perspective of Muslim Schools of Jurisprudence

نویسندگان [English]

  • Mohammad Jamali
  • Mostafa Zolfaghartalab
چکیده [English]

One of the most important issues of our time in the field of medical law and jurisprudence is amputated limb/ organ transplantation after the implementation of Hadd (prescribed Corporeal Punishment) and Qisas (Retaliation), which is a matter of controversy among jurisprudents. Among the causes of this disagreement are references to texts with uncertain indications (Zanni al-Dalalah) and conflicts among ultimate religious purposes for practical regulations in the expression of Islamic rules. Furthermore, among the objectives of punishment are the disciplining of the convict, relief for the plaintiff and security for the society. Social security is the ultimate purpose of Hadd and relief for the plaintiff is the primary reason for the implementation of Qisas. Differences in the type of argument and attitude in preferring certain purposes over others have led to the emergence of three perspectives in this context: One group advocates the absolute prohibition of amputated limb/ organ transplantation including Imamyya, Hanbali, Maliki and some contemporary schools of jurisprudence. Another group advocates the absolute permissibility of amputated limb/ organ transplantation including Hanafi, Shafi'i and some contemporary schools of jurisprudence. The third group divides rights into Haq al-Lah (the rights of God) and Haq an-Nas (the rights of people), advocating the permissibility of transplantation under Haq al-Lah and also under Haq al-Nas but with certain conditions. The fatwa of the Jeddah Fiqh Academy and some temporary schools of jurisprudence fall into this category. Evaluations of the reasons posited by different perspectives in light of general Islamic principles and purposes bring us to the conclusion that we must differentiate between Haq al-Lah and Haq al-Nas in this issue such that amputated limb transplantation is not permissible under Haq al-Lah (Hadd for theft or Muharaba) but it is permissible under Haq al-Nas (retaliation for amputated limb/ organ) conditional on the plaintiff’s consent or limb/ organ restoration.

کلیدواژه‌ها [English]

  • organ transplantation
  • Amputation
  • prescribed punishments
  • retaliation (qisas)
  • ultimate religious purposes for practical regulations
  • Muslim schools of jurisprudence

قرآن کریم.

ابن­ ابی­ جمهور احسائی، محمد ­بن علی، عوالی اللئالی، قم، سیدالشهداء، 1405ق.

ابن­ اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، بیروت، المکتبة العلمیة، 1979م.

ابن­ رشد، محمد بن احمد، البیان و التحصیل، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.

ابن‌عابدین، محمد­امین بن عمر، رد المحتار علی الدر المختار، بیروت، دارالفکر، 1992م.

ابن­ عاشور، محمدطاهر بن محمد، مقاصد الشریعة الاسلامیة، تحقیق: محمد الحبیب ابن الخوجة، قطر، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة، 1425ق.

ابن­ عبد­السلام، عبدالعزیز بن عبدالسلام، قواعد الاحکام فی مصالح الانام، قاهره، مکتبة الکلیات الازهریة، 1991م.

ابن­ فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، دمشق، دارالفکر، 1979م.

ابن­ قدامه، عبدالله بن احمد، الشرح الکبیر علی متن المقنع، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.

ابن­ مفلح، ابراهیم بن محمد، المبدع فی شرح المقنع، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1997م.

ابن­ منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قاهره، دارالمعارف، 1998م.

ابن­ نجیم، زین­ الدین بن ابراهیم، البحر الرائق شرح کنز الدقائق، بی­ جا، دارالکتب الاسلامی، بی­ تا.

ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی­ داود، بی­ جا، دارالرسالة العالمیة، 1975م.

البانی، محمد ­ناصر­الدین، ارواء الغلیل فی تخریج احادیث منار السبیل، بیروت، المکتب الاسلامی، 1985م.

بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بی­ جا، دارطوق النجاة، 1422ق.

بلخی، نظام‌الدین، الفتاوی الهندیه فی مذهب الامام ابی­ حنیفه، بیروت، دارالفکر، 1310ق.

بهوتی، منصور بن یونس، کشاف القناع، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا.

بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، 2003م.

ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، قاهره، مطبعة مصطفی البابی الحلبی، 1975م.

جلعود، سعد، النوازل الفقهیة فی الجنایات و الحدود، ریاض، بی‌نا، 1425ق.

حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل ­الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1409ق.

حطاب، محمد بن محمد، مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، بیروت، دارالفکر، 1992م.

حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1413ق.

خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیله، قم، دارالکتب العلمیة، 1390ق.

دارقطنی، علی بن عمر، سنن الدارقطنی، بیروت، مؤسسة الرسالة، 2004م.

دسوقی­، محمد بن احمد، حاشیة الدسوقی على الشرح الکبیر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.

راغب ­اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، دارالقلم، بیروت، الدار الشامیة، 1412ق.

سبکی، عبدالوهاب بن تقی­ الدین، الاشباه و النظائر، بیروت، دارالفکر، 1991م.

شاطبی، ابراهیم بن موسی، الموافقات، دارابن­ عفان، 1997م.

شافعی، محمد بن ادریس، الام، بیروت، دارالمعرفة، 1990م.

شاه ولی‌الله، احمد بن عبدالرحیم، حجة الله البالغة، بیروت، دارالجیل، 2005م.

شریف­ رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، مؤسسه نهج البلاغه، 1414ق.

شنقیطی، محمد بن محمد، احکام الجراحة الطیبة و آثار المترتبة علیها، جده، مکتبة الصحابة، 1994م.

شهید ­ثانی، زین­ الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1413ق.

شوکانی، محمد بن علی­، ارشاد الفحول، بیروت، دارالکتاب العربی، 1999م.

صانعی، یوسف، مجمع المسائل و استفتائات، قم، میثم تمار، 1376ش.

طباطبایى، سیدعلی بن محمد­علی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1418ق.

طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق.

همو، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریة، 1387ق.

علیش، محمد بن احمد، منح الجلیل شرح مختصر خلیل، بیروت، دارالفکر، 1989م.

غزالی، محمد بن محمد، المستصفی، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1993م.

فیض کاشانی، محمدمحسن بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشى نجفى،‌ بی‌تا.

قرافی، احمد بن ادریس، الفروق، بی‌جا، عالم الکتب، بی‌تا.

کاسانی، ابوبکر بن مسعود، بدائع الصنائع، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1999م.

کاشانی، حبیب­ الله بن علی­ مدد، تسهیل المسالک الی المدارک فی رؤوس القواعد الفقهیة، قم، المطبعة العلمیة، 1404ق.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق.

کنعان، احمد­محمد، الموسوعة الطبیة الفقهیة، بیروت، دارالنفائس، 1420ق.

ماوردی، علی بن محمد، الحاوی الکبیر، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1999م.

مجلة مجمع الفقه الاسلامی، جده، مجمع الفقه الاسلامی، 1989م.

مرتضی ­زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بی‌جا، دارالهدایة، بی‌تا.

مرداوی، علی بن سلیمان، الانصاف فی معرفة الراحج من الخلاف، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.

مروزی، منصور بن محمد، قواطع الأدلة فی الاصول، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1985م.

نبهانی، نقی­ الدین، الشخصیة الاسلامیة، بی­ جا، دارالامة، 2008م.

نجفی، محمد­حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، چاپ هفتم، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1404ق.

نظری ­توکلی، سعید، «درآمدی بر مبانی حقوقی مالکیت انسان بر پیکر خود»، مجله مشکوة، شماره 71، تابستان 1380ش.

نوری، حسین بن محمد­تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل بیت، 1408ق.

نووی، یحیى بن شرف، المجموع شرح المهذب، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.

همو، روضة الطالبین و عمدة المفتین، بیروت، المکتب الاسلامی، 1991م.