تفویض طلاق به زوجه در فقه اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی نراق

چکیده

جواز تفویض طلاق به زوجه، امری اختلافی در فقه اسلامی است. این اختلاف ناشی از وجود روایات متعارض در این خصوص است؛ زیرا برخی از روایات، بر جواز تفویض طلاق به زوجه دلالت می‌‌نمایند و برخی دیگر حاکی از عدم جواز تفویض هستند. بر این اساس، دو نظر در فقه شیعه مطرح شده است: اقلیت، قائل به جواز تفویض هستند و برای اثبات ادعای خود، به روایات موجود که از نظر تعداد، سند و دلالت بر روایات حاکی از عدم جواز برتری دارند، استناد می‌‌کنند. اما، مشهور فقها، عقیده به عدم جواز تفویض دارند و برای اثبات ادعای خود، به تعارض احکام مربوط به تفویض طلاق که در روایات مفید جواز آمده، استناد می‌‌کنند و می‌‌گویند: چون احکام تفویض با یکدیگر متفاوت است و نمی‌‌توان یکی را به دیگری ترجیح داد، پس امکان عمل به آن وجود ندارد، بنابراین باید روایات مفید جواز را حمل بر تقیه نمود. در مقابل، فقهای اهل‌‌سنت در اصل جواز تفویض با یکدیگر هم عقیده بوده، ولی در احکام و ماهیت آن با یکدیگر اختلاف دارند. در حقوق موضوعه نیز در قانون مدنی ایران در این خصوص سکوت اختیار شده که برحسب تبعیت از نظریه مشهور فقها، باید حقوق ایران را مخالف جواز تفویض تلقی کرد. اما در کشورهای مصر، عراق و سوریه، این نهاد به رسمیت شناخته شده است. در نهایت، با توجه به دلایل مذکور در متن مقاله، عدم جواز تفویض طلاق به زوجه مورد قبول قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Conferment of the Right to Divorce to the Wife in Islamic ‎Jurisprudence

نویسنده [English]

  • seyed mahdi jalali
univercity naragh
چکیده [English]

The conferment of the right to divorce to the wife is a controversial issue in Islamic jurisprudence. This controversy is caused by conflicting Islamic traditions in this regard. Some of these traditions reserve the right to divorce for the wife and some others do not. There are two approaches to this issue in Shiite jurisprudence. The minority approach argues for the permissibility of conferment and cites extant Islamic traditions that exceed opposing ones in number, authenticity and signification. In contrast, the majority of jurists argue for the impermissibility of conferment because of contradictory orders in relation to the conferment of the right to divorce to the wife in permitting accounts. According to this approach, since rules of conferment contradict one another and no one tradition can be preferred to the others, it is impossible to practice them. Therefore, orders that permit conferment need to be treated with care.  In contrast, Sunni scholars agree on the principle of conferment in general but disagree on the details of its nature and rules. In addition, the statute laws in the Iranian Civil Code do not address this subject. Following the majority approach, the Iranian Civil Code must be read as against the permissibility of conferment. However, this right has been recognized in Egypt, Iraq, and Syria. Finally, considering the discussion in the present paper, the impermissibility of the conferment of the right to divorce to the wife has been established.

کلیدواژه‌ها [English]

  • conferment
  • Divorce
  • devolution
  • alternative choice‎

قرآن کریم.

ابن­‌عابدین، محمدامین بن عمر، حاشیه ابن‌­عابدین، دمشق، دارالثقافه و التراث، 1421ق.

ابن­‌فارس، احمد بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، دارالفکر، 1979م.

ابن­‌قیم جوزیه، محمد، جامع الفقه، بیروت، دارالوفاء، 2002م.

ابوزهره، محمد، الأحوال الشخصیه، مصر، العاده، 1965م.

اشتهاردی، علی پناه، فتاوی ابن­‌جنید، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1378ش.

بحر العلوم، محمدتقی، بلغة الفقه، مکتبة الصادق، 1403ق.

جزایری، احمد، قلائد الدرر، نجف، بی‌­نا، 1416ق.

حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌­تا.

حسینی روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق(ع)، قم، دارالکتاب، 1414ق.

زحیلی، وهبه، الفقه المالکی المیسر، دمشق، دارالکلم الطیب، 2000م.

سمیعی رستاقی، محمد عبدالرحمن، القدیم و الجدید من اقوال الامام الشافعی، بیروت، دارابن­‌حزم، 2005م.

شریف مرتضی، علی بن حسین، رسائل المرتضی، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1405ق.

شقفه، محمد فهر، شرح احکام الاحوال الشخصیه، مؤسسه النوری، 1997م.

شهید ثانی، زین­‌الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، معارف اسلامی، 1416ق.

صانعی، یوسف، فقه الثقلین فی شرح تحریر الوسیله (کتاب الطلاق)، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1380ش.

طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، عروة الوثقی، قم، دارالکتب، 1412ق.

طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، مؤسسه المنار، 1415ق.

عبدالحمید، محمد محی­ الدین، الاحوال الشخصیه، بیروت، دارالکتب العربی، 2006م.

عمانی، حسن بن علی، حیاة ابن‌­ابی‌عقیل و فقهه، قم، مرکز معجم فقهی، 1413ق.

غریانی، عبدالرحمن، مدونة الفقه المالکی و ادلته، بیروت، مؤسسه الریان، 1423ق.

فقی، عمرو عیسی، الموسوعة الشاملة فی الاحوال الشخصیه، المکتب الجامع الحدیث، 2005م.

ناجی، محسن، شرح قانون احوال الشخصیه، الرابطه، 1970م.

نائینی، محمدحسین، فوائد الأصول، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1376ش.

نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1994م.

نووی، یحیی بن شرف، منهاج الطالبین، دمشق، دارالبلخه، 2002م.